تبليغاتX
ترنم

ترنم

غربت تنهایی

نمی‌آیم اگر صدام بزند


حتی اگر بگوید دوستت می‌دارم،به ویژه همین،


حتی اگر سوگند بخورد


که این همه هیچ نیست


جز عشق عشق.

نور ِ این اتاق


همه چیزی را می‌پوشاند


یک‌سان؛


حتی بازوم سایه‌ای نمی‌اندازد،


نیز همان که روشن شده از نور.

اما واژه‌ی عشق-


واژه تیره می‌شود،


سنگین می‌شود و به لرزه می‌افتد،


می‌خورد، ارتعاش و تشنج


یافتن ِ راهی بر این برگ ِ کاغذ


تا که به آرامش برسیم


در گلوی شفاف‌اش و هنوز جدا،


درخشان، باسن و ران،


موی رهای تو


که درنگ نمی‌شناسد

.                                             به تموم زبانهای دنبا میگم....

 


بقیه مطلب

+نوشته شده در دوشنبه 1386/08/07ساعت17:16توسط بهزاد | |