تبليغاتX
ترنم - غربت

ترنم

غربت تنهایی

ماه بالای سر آبادی است

اهل ابادی در خواب است

باغ همسایه چراغش روشن,

من چراغم خاموش.

ماه تابیده به بشقاب خیار.به لبه کوزه آب.

غوک ها می خوانند.

مرغ حق هم گاهی.

کوه نزدیک است،پشت افراها, سنجد ها.

و بیابان پیداست.

سنگ ها پیدا نیست, گلچهه ها پیدا نیست.

سایه ها یی از دور , مثل تنهایی آب , مثل آواز خدا پیداست.

نیمه شب بباید باشد.

دب اکبر آن است ,دو وجب بالاتراز بام.

آسمان آبی نیست , روز ابی بود.

یاد من باشد فردا , بروم باغ حسن گوجه و قیسی بخرم.

یاد من باشد فردا لب سلخ , طرحی از بز ها بردارم,

طرحی از جارو ها , سایه ها شان در آب .

 یاد من باشد , هر چه پروانه که می افتد در آب , زود از آب 

درآورم  

یاد من باشد فردا لب جوی, حوله ام را هم با چوبه بشویم.

یاد من باشد تنها هستم.

ماه بالای سر تنهایی است. 



 
( سهراب سپهری )

--------------------------------------------

 

سلام

امیدوارم که همگی خوب هستین و نماز روزه هاتون قبول.

خیلی وقته آپ نکردم یعنی یه جورایی حسش نبود

اینم تقریبا آخرین آپمه

یعنی۱۸این ماه دارم میرم سربازی

ولی به وبم سر میزنم

یه وقت نگین نیستو بهم سر نزنین

فعلا .

+نوشته شده در دوشنبه 1388/06/30ساعت23:28توسط بهزاد | |